محمد جوادي- فرض كنيد (فرض محال كه محال نيست) اعتراضات و تجمعات طرفداران ميرحسين موسوي مانند آنچه در گرجستان اتفاق افتاد به نتيجه ميرسيد و انقلاب مخملي به ثمر مينشست، تيتر روزنامهها و وقايع پس از اين قضيه را چطور پيشبيني ميكنيد؟ من با توجه به روحيات سردمداران جريان اصلاح طلب و شرايط جامعه و جهان اين طور پيشبيني ميكنم:

1/4/88
روزنامه كلمه سبز منتشر شد.
كلمه سبز:
- نهضت سبز به پيروزي رسيد. مردم حق خود را گرفتند.
- هاشمي رفسنجاني: شوراي رهبري به زودي تشكيل ميشود.
- ميرحسين موسوي: از پايداري و صبر مردم تشكر ميكنم، زورگويان بايد به سزاي اعمال خود برسند.
- سيد محمد خاتمي: مردم ايران اثبات كردند كه اصلاحات تنها راه باقي مانده براي پيشرفت ايران است.
- مهدي كروبي: اصلاحات پيروز شد چون بايد پيروز ميشد. ما بالاخره موفق شديم.
- بهزاد نبوي: سران كودتا بايد دستگير و محاكمه شوند.
- پيام تبريك باراك اوباما، رئيس جمهور ايتاليا، نخست وزير انگلستان و صدراعظم آلمان به ميرحسين موسوي.
كيهان:
-كودتاي آمريكا و انگليس بر عليه جمهوري اسلامي. مردم بايد بپاخيزند.
- احمدينژاد توسط سران كودتاي مخملي دستگير شد.
- مردم خواهان اطلاع از وضعيت دكتر احمدينژاد هستند.
- دشمنان ايران جشن پيروزي ميگيرند.
2/4/88
كلمه سبز:
- شريعتمداري دستگير شد. شمسالواعظين مدير مسؤول روزنامه كيهان شد. به دستور ميرحسين موسوي و براي ارج نهادن به آزادي بيان شريعتمداري پس از 5 ساعت بازداشت آزاد شد.
- شريعتمداري: روزنامه جديدم را از فردا منتشر ميكنم.
- ميرحسين موسوي: اين آزادي مبارك مردم باشد، همه از اين پس به قانون احترام بگذارند. جشن پيروزي مردم به زودي برگزار ميشود.
- سيد محمد خاتمي: من رهبر اصلاحات هستم. آماده خدمت در هر جايگاهي هستم.
- هاشمي رفسنجاني: شوراي رهبري به زودي تشكيل ميشود. اين شورا تنها سه عضو خواهد داشت. پس از تشكيل شورا فرماندهان جديد سپاه و ارتش منصوب خواهند شد.
- عطاء الله مهاجراني به ايران بازگشت. مهاجراني: زنان آزادند پوشش خود را خود انتخاب كنند.
- مهدي كروبي: حزب اعتماد ملي از من خواسته به عنوان عضو شوراي رهبري اعلام آمادگي كنم. از ملت ايران تشكر ميكنم.
3/4/88
كلمه سبز:
- جشن شبانه دختران و پسران در خيابانهاي تهران و شهرستانها هر شب به طور غير رسمي تا صبح برگزار ميشود. دختران: پس از سالها طعم آزادي را چشيديم. خيلي خوشحاليم.
- ميرحسين موسوي: به زودي دولت خود را تشكيل ميدهم. قانون اساسي را تغيير ميدهيم. رئيس جمهور شخص اول كشور خواهد بود.
- سه عضو شوراي رهبري اعلام شدند. حسينعلي منتظري، هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي. هاشمي رفسنجاني: بنده به عنوان رئيس شوراي رهبري در خدمت مردم هستم. محسن رضايي به عنوان فرمانده موقت سپاه پاسداران منصوب شد. فرمانده ارتش فعلا در مقام خود ابقاء شد. عطاء الله مهاجراني به عنوان رئيس جديد سازمان صدا و سيما معرفي شد.
- سيد محمد خاتمي: شوراي رهبري جايگزين رهبر خواهد شد. قانون اساسي در اين زمينه مشكلي ندارد. در شرايط كنوني نياز به آرامش داريم.
- مسعود رجوي: به زودي به ايران ميرويم. جشن پيروزي پس از سي سال ترك وطن در تهران برگزار ميشود.
- رضا پهلوي: مردم از من خواستهاند به ايران بازگردم. مردم ايران به پادشاه نياز دارند. در صورت موافقت مردم و سران نهضت سبز به عنوان پادشاه ايران زمين البته با قالب جديد مثل پادشاهي انگلستان حكومت سلطنتي تشكيل خواهم داد.
- مهدي كروبي: به تركيب شوراي رهبري اعتراض دارم. بنده بايد عضو اين شورا باشم. سابقه من هم از خاتمي بيشتر است و هم از هاشمي.
روزنامه شريعتمداري:
-وضعيت نامناسب زنان و دختران در روزهاي اخير دل مومنان را به درد آورده. با خون شهيدان چه ميكنيد؟
-شريعتمداري: ميرحسين موسوي بايد دستور بازشماري آراء را صادر كند. اعلام رياست جمهوري او غير قانوني است. رئيس جمهور تنها از طريق انتخابات قانوني مقبوليت دارد.
- آيت الله شاهرودي: بنده و آيت الله خامنهاي به قم خواهيم رفت و در حوزه مشغول خدمت خواهيم شد.
- شريعتمداري: بنده خواستار ديدار با احمدينژاد و بررسي وضعيت او هستم. ميرحسين موسوي: به شريعتمداري اجازه ملاقات با احمدينژاد را ميدهم.
4/4/88
كلمه سبز:
- سيد محمد خاتمي: بنده رهبر اصلاحات بودم. سال 76 بنده بنيانگذار جريان دوم خرداد بودم. ميرحسين موسوي بايد درچارچوب قانون حركت كند. طبق قانون اساسي رئيس جمهور شخص دوم كشور است.
-ميرحسين موسوي: اينجانب اگر در اين انتخابات به صحنه نميآمدم اكنون جريان اصلاحات مرده بود. قانون اساسي نياز به بازنگري دارد. انتخابات مجلس شوراي اسلامي براي تشكيل يك مجلس مردمي به زودي برگزار خواهد شد.
- هاشمي رفسنجاني: در شرايط بحراني كنوني صحبت از تغيير قانون اساسي به مصلحت نيست. مردم نياز به وحدت و همدلي دارند. مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري ميرحسين موسوي به زودي توسط شوراي رهبري برگزار خواهد شد.
- اوباما: دولت جديد ايران بايد دستور تعطيلي مراكز هستهاي را صادر كند. ايران نيازي به بمب هستهاي ندارد.
- نخست وزير اسرائيل: از دولت جديد ايران استقبال ميكنيم. ايران بايد اسرائيل را به رسميت بشناسد.
- مهاجراني: مجوز تاسيس شبكههاي خصوصي سيما صادر خواهد شد. مردم ايران شاهد آزادي در عرصه فرهنگ و هنر در صدا و سيما خواهند بود. صدا و سيما با توجه به خواست مخاطب اقدام به پخش موسيقي و برنامههاي تفريحي شاد خواهد كرد.
- رجوي به همراه 120 نفر از اعضاء مجاهدين خلق وارد ايران شدند. دولت بايد انتخابات جديد و كاملا آزاد برگزار كند. من از هم اكنون اعلام آمادگي جهت كانديداتوري رياست جمهوري را دارم.
- رهبر حزب دموكرات: ما خواهان جداشدن كردستان از ايران هستيم. مردم كرد بايد پس از سالها به حق خود كه تشكيل دولت مستقل است برسند.
- برخي فرماندهان سپاه و ارتش از فرمانده جديد خود نافرماني ميكنند. فرماندهان بايد شرايط جديد را درك كنند. آرامش نياز اصلي جامعه ماست.
روزنامه شريعتمداري:
-شريعتمداري: با احمدينژاد در زندان اوين ديدار كردم. پيام احمدينژاد: شوراي رهبري بايد دستور بازشماري آراء را بدهد. انتخابات كاملا سالم برگزار شده است. حداقل خواست ملت برگزاري انتخابات دوباره است. در صورت برگزاري انتخابات مجدد بنده با آراء بالاتر انتخاب خواهم شد. اين كودتا غيرقانوني و غير شرعي است.
- مردم مسلمان ايران از پايمالي خون شهدا عزادار هستند.
- شريعتمداري: ميرحسين موسوي وعده اصلي خود كه حركت در خط امام خميني است را فراموش نكند.
- اعضاي شوراي نگهبان به طور دستجمعي استعفا دادند.
- تجمع بزرگ مردم در حمايت از احمدي نژاد فردا در ميدان آزاد برگزار ميشود.
- تعداد زيادي از نيروهاي نظامي امريكا و اسرائيل براي كمك به سران كودتاي مخملي وارد ايران شدهاند.
- لاريجاني: مجلس شوراي اسلامي قانوني تشكيل شده و جلسات خود را به طور قانوني برگزار خواهد كرد.
6/4/88
روزنامه كلمه سبز:
- جشن پيروزي برگزار شد. ايران ديروز از هميشه سبزتر بود.
- سخنراني بسيار مهم ميرحسين موسوي در مراسم جشن پيروزي، ميرحسين موسوي: مردم از من خواستهاند كه همه امور را رهبري كنم. دستور تشكيل شوراي بازنگري قانون اساسي را صادر ميكنم. اعضاء شوراي بازنگري فردا معرفي ميشوند. تا تاييد قانون اساسي جديد شوراي رهبري را به رسميت ميشناسم ولي شوراي رهبري بايد به خواست مردم تن دهد. بنده رئيس جمهور قانوني كشور هستم و نيازي به برگزاري مجدد انتخابات در شرايط كنوني نيست. سازمان مجاهدين خلق بايد در چهارچوب قانون اساسي ايران فعاليت كنند. مسعود رجوي اجازه فعاليت سياسي دارد ولي براي كانديداتوري رياست جمهوري چهار سال بايد صبر كند. انتخابات آزاد مجلس شوراي ملي به زودي برگزار خواهد شد. سلطنت طلبان بايد بدانند دوران سلطنت و پادشاهي در ايران به پايان رسيده است. ايران با وجود كردستان خوزستان و آذربايجان ايران است. همه را دعوت به همدلي و وحدت ميكنم. براي تمامي وزارتخانهها تا تشكيل مجلس شوراي ملي سرپرست تعيين ميكنم. براي اثبات همدلي با جامعه جهاني كليه برنامههاي هستهاي ايران را تعطيل اعلام ميكنم. ما نيازي به بمب اتم نخواهيم داشت. ما با همه ملتهاي دنيا از جمله ملت فلسطين و اسرائيل دوست هستيم. اگر مردم فلسطين اسرائيل را به رسميت بشناسند ما نيز اين كشور را به رسميت خواهيم شناخت.
- مراكز هستهاي ايران فردا توسط بازرسان آژانس پلمپ خواهند شد.
- نماز جمعه تهران ديروز به امامت آيت الله كديور برگزار شد. كديور: دوران دخالت اسلام در امور سياسي به پايان رسيده است. آيت الله منتظري با نظر ميرحسين موسوي موافق هستند. قانون اساسي نياز به تغييرات گسترده دارد. به خاطر وخامت حال جسماني آيت الله منتظري بنده به نمايندگي از ايشان در جلسات شوراي رهبري شركت ميكنم و نظرات ايشان را منتقل كردهام.
- هاشمي رفسنجاني: كشور نياز به رهبر يا شوراي رهبري دارد. ساختار كنوني جمهوري اسلامي ساختار درستي است. ميرحسين موسوي بايد حدود خود را رعايت كند.
- سيد محمد خاتمي: ميرحسين موسوي از نقش هشت سال رياست جمهوري بنده براي تشكيل و مواظبت از نهال اصلاحات خبر ندارد؟ اگر شوراي رهبري را قبول ندارد بايد انتخابات جديد رياست جمهوري برگزار شود تا ببنند كه مردم چه كسي را انتخاب خواهند كرد.
- مهدي كروبي: چرا اصلاح طلبان بعد از هر پيروزي نقش مرا فراموش ميكنند. در صورت ادامه روند فعلي بنده همه چيز را افشا ميكنم. ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي بايد بدانند اولين كسي كه به طور رسمي كانديداي رياست جمهوري شد من بودم. من از آنها خواستم كه بيايند و كانديدا شوند ولي نيامدند. من تا آخر ايستادهام و كوتاه نخواهم آمد.
- محسن رضايي: بنده در هر صحنهاي حتي به عنوان معاون اولي رئيس جمهور آماده خدمت به مردم هستم. تشكيل كابينه وحدت ملي امروز ديگر از نان شب هم واجبتر است. كشور نياز به وحدت و ائتلاف دارد. ديگر علاقهاي به فعاليت نظامي ندارم و تنها تا اعلام فرمانده جديد سپاه در خدمت سپاهيان عزيز خواهم بود.
- مهاجراني: پخش شوهاي تلويزيوني از صدا و سيما با استقبال گسترده جوانان و نوجوانان همراه بوده است. موسيقيهاي پخش شده ادامه خواهد داشت. سه درخواست براي تاسيس تلويزيون خصوصي داشتهايم.
- در پي اعلام تعطيلي مراكز هستهاي مجلس نمايندگان امريكا با اكثريت قاطع تحريمهاي ايران را لغو كرد. به ايران هواپيماي مسافربري ميدهيم.
- نخستوزير اسرائيل: سخنان ميرحسين موسوي بسيار اميدوار كننده است. به زودي براي گرفتن حق خود به لبنان حمله خواهيم كرد. حزب الله لبنان شكست سختي از ارتش اسرائيل خواهد خورد.
روزنامه شريعتمداري:
-شريعتمداري: مدعيان قانون گرايي قبل از انتخابات خواهان برگزاري انتخابات آزاد با نظارت سازمانهاي بينالمللي بودند. چرا الان ديگر خبري از برگزاري انتخابات آزاد نيست. 24 ميليون ايراني در انتظار برگزاري اين انتخابات هستند. دولت بايد به مخالفان خود نيز حق انتخاب بدهد.
- آيت الله خامنهاي: به عنوان يك طلبه در قم به تدريس علوم حوزوي خواهم پرداخت. در شرايط كنوني احساس ميكنم فقط بايد سكوت كنم. مردم عزيز قم براي ديدار با بنده مشتاق هستند ولي فعلا قادر به پاسخ به درخواست هيچكس براي سخنراني و ديدار مردمي نخواهم بود. مردم همدلي و وحدت خود را حفظ كنند و از مسئولين ميخواهم عمل به دستورات اسلام را در برنامههاي خود لحاظ كنند.
- رجوي: اگر به خواست بنده براي برگزاري انتخابات جديد تن ندهيد وارد فاز نظامي خواهيم شد.
- سلطنت طلبان: ما فقط خواهان تشكيل حكومت پادشاهي رضا پهلوي هستيم. اگر به خواست ما توجه نشود ما سكوت نخواهيم كرد.
- رهبر حزب دموكرات كردستان: اعلام تشكيل كشور كردستان ميكنم. هر كس مخالفت كند جواب او را با گلوله خواهيم داد. اي كردهاي غيور بپاخيزيد ديگر وقت تشكيل كشور كردستان پس از سالها انتظار فرارسيده است.
- رهبر كوموله: حزب دموكرات نماينده مردم كرد نيست. حكومت كردستان حق قانوني ماست. ما خونهاي فراواني براي آزادي كردستان دادهايم.
- خبرهاي غير رسمي محلي از حمله و نفوذ نيرويهاي كشور آذربايجان به استانهاي آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل را دادهاند. مردم استانهاي شمال شرق از عدم برخورد ارتش و سپاه با نيروهاي خارجي به شدت اعتراض دارند.
- قيمت نان در برخي استانها به سه برابر قيمت قبلي خود رسيده. مردم: ما امنيت و آرامش ميخواهيم ما آزادي اينچنيني نميخواهيم. گرانيهاي اخير باعث شده قدرت خريد خود را به طور كامل از دست بدهيم.
9/4/88 (سه روز بعد)
روزنامه كلمه سبز:
- رئيس شوراي بازنگري قانون اساسي: به زودي كار تغيير قوانين به پايان خواهد رسيد و قانون اساسي جديد به تاييد ملت خواهد رسيد.
- ميرحسين موسوي: سرپرست وزارتخانهها كنترل اوضاع را به دست گيرند. رجوي حق ندارد آرامش مملكت را به هم بزند. كردستان جزء ايران است و جزء ايران خواهد ماند. . از همكاري اين دو چهره (هاشمي و خاتمي) براي به بار رسيدن جنبش سبز مردم تشكر ميكنم ولي
خاتمي و هاشمي روحاني هستند، مردم اگر روحاني ميخواستند كه با شرايط قبلي مشكلي نداشتند. دوران آخوندها در اين مملكت به پايان رسيده است.
- سيد محمد خاتمي: مير حسين موسوي دچار توهم شده است. مردم از اين اوضاع ناراضياند. مردم به اصلاحات راي دادند و بنده رهبر اصلاحات هستم. مجمع روحانيون مبارز با اكثريت آراء از بنده و اقدامات شوراي رهبري حمايت كرده است. ميرحسين به جريان سبز احترام بگذارد و پاي خود را از گليم خود درازتر نكند.
- نامه محرمانه هاشمي رفسنجاني به ميرحسين موسوي منتشر شد. هاشمي رفسنجاني: ما تمام آبرو و حيثيت خود را نگذاشتيم كه كسي مثل شما بيايد و اينگونه در مورد بنده و آقاي خاتمي صحبت كند. مردم همه اصلاح طلبان را با هم ميخواهند وحدت خود را حفظ كنيد و به قانون احترام بگذاريد. بنده با سرپرستي چند وزارتخانه مخالفم. آقاي ميرحسين! شما قول خود را فراموش كردهايد؟ اميدوارم در معرفي وزراي جديد پس از تشكيل مجلس شوراي ملي به عهد خود پايبند بوده و مهدي و محسن ما را فراموش نكنيد. وزراي نفت و اطلاعات و كشور بايد با هماهنگي شوراي رهبري انتخاب و معرفي شود.
- ميرحسين موسوي در پاسخ به هاشمي رفسنجاني: زير بار هيچ فشاري نخواهم رفت. من اگر ميخواستم زير بار فشار روم نه آن هشت سال نخستوزيري دوام آورده بودم و نه پس از انتخابات اخير مقاومت ميكردم. شما چند بار خود را در كفه ترازوي ملت وزن كردهايد و به خوبي از وزن و اعتبار خود در نزد ملت آگاهيد. اگر شما نميدانيد بنده خوب ميدانم كه بخش عمدهاي از آراي احمدينژاد كه در انتخابات اخير كسب كرده بابت آن مناظره و آن حرفهايي است كه برعليه شما و فرزندانتان به زبان آورد. و اگر آن حرفها نبود چه بسا اين انتخابات به شكل آرامتري منجر به پيروزي اينجانب ميشد. پس خواهش ميكنم تا برگزاري انتخابات مجلس شوراي ملي و تاييد قانون اساسي جديد سكوت كرده و به آرامش فضا كمك كنيد.
- محصولات با كيفيت و ارزان امريكايي به زودي وارد بازار ايران خواهد شد. سرپرست وزارت اقتصاد: كليه عوارض گمركي براي ورود كالاهاي اروپايي و امريكايي حذف شد. مردم از اين پس ميتوانند بنز 20 ميليون توماني سوار شوند.
روزنامه شريعتمداري:
- انفجار چند بمب در استانهاي كردستان، آذربايجان، خوزستان، سيستان بلوچستان به دست گروهك منافقين. ميرحسين بايد پاسخگوي بينظمي و بيامنيتي كشور باشد. كشته و زخمي شدن مردم بيگناه در حملات تروريستي منافقين. رجوي: اين اول راه است. سلطنتطلبان: در صورت عدم برگزاري انتخاباتي كه مردم خود نوع حكومت را برگزينند ما نيز مجبور خواهيم شد در تهران دست به شورش بزنيم.
- اختلاف در اردوگاه سران كودتاي مخملي، هاشمي خاتمي در مقابل موسوي. شريعتمداري: آقاي رضايي بگويند كه شرايط كشور در زمان احمدينژاد به سمت پرتگاه پيش ميرفت يا در حال به سمت پرتگاه حركت ميكند؟ قدر حكومت و دولت خود را ندانستيم بايد تاوان آن را بدهيم.
- مديرعامل ايران خودرو: باز شدن بازار ايران به سوي محصولات امريكايي و اروپايي اشتباه بود، ورشكست شدن ايران خودرو و سايپا قطعي است. هزاران نفر بيكار خواهند شد. صنايع ديگر نيز به تعطيلي و بيكاري كشيده خواهد شد. دولت جلوي ورود اجناس و اتوموبيلهاي ژاپني و اروپايي را بگيرد.
- موج جديد گراني بيسابقه و بيكاري در انتظار ايران است.
- مردم در آستانه ماههاي مبارك شعبان و رمضان چه ميگويند؟ مردم: ما اين آزادي و بيبند و باري را نميخواهيم ما مسلمانيم و به پايبندي دولتمردان و احترام به اصول اسلام اصرار داريم.
- تشكيل خانههاي فساد به طور رسمي توسط دولت خيانت به انقلابي است كه امام خميني رهبري آن را به عهده داشت. ميرحسين موسوي با اين حركات روح دشمنان امام خميني(ره) را شاد كرد.
- حمله وحشيانه اسرائيل به لبنان و فلسطين. ميليونها لبناني و فلسطيني كشته شدند. اسرائيل: بعد از لبنان و فلسطين نوبت بقيه كشورهاي عربي است.
- كشورهاي عربي: كاش قدر جمهوري اسلامي را ميدانستيم. امنيت ما و منطقه در گرو امنيت آنها بود.
دو ماه بعد:
روزنامه كلمه سبز:
- مردم به قانون اساسي جديد راي دادند. انتظار ميرفت مردم با استقبال بيشتري در اين انتخابات شركت كنند. نمايندگان جديد مجلس شوراي ملي انتخاب شدند. مجلس هفته آينده تشكيل خواهد شد.
- بمب گذاري و ناامني توسط مخالفان جنبش سبز در تهران، ميرحسين موسوي: رجوي را دستگير و تحويل قانون ميدهم. رضا پهلوي دو روز است كه از كشور گريخته و از نهادهاي بينالمللي ميخواهم او را دستگير و تحويل ايران دهند. به اين ناآراميها پايان دهيد. به زودي وزراي خود را به مجلس جديد معرفي خواهم كرد.
- در قانون اساسي جديد شوراي رهبري با محدوديتهاي وسيع جديد به تصويب مردم رسيد.
روزنامه شريعتمداري:
- لاريجاني: مجلس جديد غيرقانوني است.
- دادگاه احمدي نژاد ديروز برگزار شد، احمدي نژاد: اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر و جعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشدهين بين يده. من تنها يك جمله ميگويم كسانيكه معتقد بودند در انتخابات تقلب شده يك برگه براي اثبات مدعاي خود ارائه دهند. الان كه ديگر همه چيز دست آنهاست. ديگر محدوديتي ندارند. بيايند و مدرك ارائه دهند. والسلام
- انفجار ده بمب در تهران. 150 كشته و 1200 زخمي. نيرويهاي امريكايي در پايتخت ايران به كمك دولت ميآيند. تهران اشغال نظامي شده است.
- كردستان، آذربايجان، خوزستان و سيستان و بلوچستان اعلام استقلال كردند. دولت جلوي پاشيدن كشور را بگيرد.
- قيمت نان در تهران به دانهاي 5000 تومان افزايش يافته.
- مردم: چه ميخواستيم و چه شد؟ ميرحسين ديگر نميتواند شرايط كشور را به شرايط قبلي بازگرداند.
- شورش همه جاي كشور را فرا گرفته. مردم: از دزديها و ناامنيها خسته شدهايم.
- ميرحسين استعفا دهد. تا دير نشده مردم كنترل اوضاعرا به دست گيرند.
- فردوسي پور: نميدانم چرا مردم ديگر دل و دماغ ديدن فوتبال را ندارند. برنامه نود ديگر رونق گذشته را ندارد.
- مردم: صدا و سيما برنامههايي پخش ميكند كه ما ديگر جرات نداريم در خانه تلويزيون روشن كنيم. فرزندان ما چگونه اين صحنههاي زشت را ببينند؟ صدا و سيما فكر اين را نميكند مردم خجالت ميكشند كه تلويزون را روشن كنند؟ هر آزادي حدي دارد؟ ما قبلا با خيال آسوده به فرزندان خود اجازه ميداديم هر فيلم و سريالي كه ميخواهند انتخاب كنند و ببينند و خيالمان راحت بود كه مسئولين صدا و سيما خود صحنههاي زشت و غير اخلاقي را حذف ميكنند ولي حالا چي؟ يك معلم: فرزند من هشت سال بيشتر ندارد. تلويزيون را كه روشن ميكند صحنههايي ميبيند كه يك پسر هشت ساله نبايد در اين سن با اين صحنهها مواجه شود!
دو هفته بعد:
روزنامه كلمه سبز:
- ميرحسين موسوي ترور شد! هاشمي و خاتمي ترور ميرحسين را محكوم كردند. شرايط بدني ميرحسين موسوي وخيم است.
- انفجار پانزده بمب در تهران و انفجار صدها بمب در شهرستانها.
- مهدي هاشمي وزير نفت: از اين پس فروش نفت توسط شركت خصوصي ايراني و با همكاري استات اويل صورت خواهد گرفت. بخش خصوصي بهتر ميتواند امور نفتي را انجام دهد. محسن هاشمي و بهزاد نبوي از مديران اصلي اين شركت خواهند بود.
روزنامه شريعتمداري:
- ميرحسين به دست سلطنت طلبان ترور شد. نوري زاده: اسرائيل خواهان تشكيل حكومت سلطنتي در ايران است. رضا پهلوي به كشور باز ميگردد و بنده را به عنوان نخست وزير معرفي خواهد كرد.
- ناامني، گراني بي حد، فساد و بيبند و باري همه جامعه را فرا گرفته. هاشمي و خاتمي بايد پاسخگوي شرايط فعلي كشور باشند.
- وضعيت ايران بدتر از عراق شده است.
- كشته و زخمي شدن هزاران نفر در سراسر كشور. رجوي: كشور را به آتش خواهم كشيد.
- مردم: خسته شدهايم.
- حكم دادگاه احمدي نژاد صادر شد. حكم برائت احمدي نژاد از تمامي اتهامات وارده. رئيس دادگاه: شاكيان هيچ سندي نداشتند بنده اين حكم را صادر كردم.
- احمدي نژاد: اصلاح طلبان بايد پاسخگوي وضع فعلي باشند. خارجي ها را از كشور خارج كنيد تا مردم خود رئيس جمهور و حكومت خود را انتخاب كنند.
- مردم متعجب از صدور حكم دادگاه! اصلاح طلبان چه كردند؟ كشور را به كجا كشاندند؟
-هاشمي رفسنجاني: اوضاع كشور خوب است. مخالفان كشور را بحراني جلوه ندهند. مهدي هاشمي در وزارت نفت بسيار خوب عمل ميكند. اوضاع جسمي موسوي مناسب نيست شوراي رهبري محسن هاشمي را مسئول تشكيل هيئت دولت موقت ميكند.
* بقيهاش را خودتان ميتوانيد حدس بزنيد. اين اوضاع ادامه دارد........
خدا را شكر انقلاب مخملي در ايران شكست خورد
نتيجه گيري اخلاقي: چه خوب شد اينطوري نشد. چرا اجازه ميدهيد ميرحسين موسوي هركاري ميخواهد بكند؟ چرا او را دستگير و محاكمه نميكنيد؟
نتيجهگيري مردمي: حكومت بايد با تمام قوا و تمام توان و با زور و با بيرحمي جلوي هر گونه اغتشاشي را بگيرد. حتي اگر چند نفر هم كشته شوند.
نتيجهگيري عاقلانه: ايران قدرت دارد. انرژي هستهاي دارد. توان نظامي دارد. دولت مردمي دارد. مشكلات هم دارد. همه دست به دست هم براي حل مشكلات بسيج شويم.
نتيجهگيري لاريجاني: چه خوب است كه من رئيس مجلس هستم.
نتيجه گيري حزب اعتماد ملي: در ايران هر اتفاقي بيفتد، سقف رشد كروبي همين است كه هست. آخر آخرش شايد او را به عنوان همين رئيس حزب اعتماد ملي قبول كنند. چرا هيچكس او را جدي نميگيرد؟ مگر ما او را جدي گرفتيم كه ديگران او را جدي بگيرند؟
نتيجه گيري رضايي: ميشه؟ يعني ميشه من معاون اول رئيس جمهور بشم؟
نتيجهگيري شريعتمداري: خون ميدهيم ولي كشور و ناموس خود را به دست دشمن ملت نميدهيم.
نتيجهگيري كلمه سبز: موسوي هميشه متوهم است و در اين توهم باقي خواهد ماند.
نتيجهگيري نوريزاده: نوسينده از كجا فهميد من الان الكي دارم از موسوي حمايت ميكنم؟ قدرت اسرائيل فراي همه قدرتهاست.
نتيجهگيري عمومي: چو ايران نباشد تن من مباد.
مهمترين نتيجهگيري: چه رهبري داريم ما! قدرش را بدانيم. رهبري كه همه را به وحدت ميخواند. هرچه ميكند در جهت حفظ آرامش و امنيت مردم است. هر چه ميكند براي سرافرازي و سربلندي ايران و اسلام است. قدر خودمان و دولت و جمهوري اسلامي را بدانيم. در سايه اين حكومت ميتوانيم به آينده خود و فرزندانمان اميدوار باشيم.
محمد جوادی- اگر الان به آقاي موسوي بگوييد روز است هزار و يك دليل و هزار و يك نمودار و شاهد مي آورد كه نه شب است و اين دروغي است كه دروغگويان و دولتمردان براي انحراف انقلاب از مسير امام ميگويند.
بعد اگر در همين حال دست ايشان را بگيريد و خورشيد را به عنوان دليل روز بودن به ايشان نشان دهيد سريعا بيانيه صادر ميكنند و شايد هم نود خورشيدي بسازند كه اينها يك ستاره ديگر را به عنوان خورشيد اجير كردهاند تا بگويند الان روز است.
اگر تمام ستارهشناسان را جمع كنيد و به ايشان و طرفدارانشان تفهيم كنيد كه اين ستاره همان خورشيد است كه هم اكنون در آْسمان است ايشان و طرفدارانشان سريعا به خيابانها ميريزند و ميگويند" اي مردم ببينيد كه اين دروغگويان چگونه در روز روشن دروغ ميگويند!!! "
بعد اگر به ايشان بگوييد كه خودت همين الان گفتي كه روز روشن پس نشون ميده الان روز است ميبيني كه جناب ميرحسين اخمهايش را در هم ميكند با انگشت اشاره به سمت شما نشانه ميرود و ميگويد: " من اصلا به خاطر همين اخلاق بد است كه به صحنه آمدم و ميگويم الان شب است. خجالت نميكشه! عكس ناموس جهان (خورشيد خانم) را گرفته جلوي من هي ميگه روز است. من اگر احساس نميكردم كه شما دروغگو ها داريد مثل آب خوردن به مردم دروغ ميگوييد كه احساس وظيفه نميكردم. مگر اين ميز رياست جمهوري چقدر ارزش داره كه به خاطرش حاضريد هر تهمتي به من بزنيد. من كي گفتم تو روز روشن؟"
بعد كه دليل و مدرك براي ايشان بياوريد كه خودت گفتي كه در روز روشن، آقاي موسوي باز ميگويد: "آقا پرونده سازي نكنيد!"
بعد كه به آنها ميگوييم اگر دليل داريد كه الان روز نيست يك مدرك حداقل ارائه كنيد ايشان يا احتمالا حامي ايشان نامه به رهبري مينويسند: "اگر همين الان اعلام نكنيد كه شب است ديگر با پيل هم نميتوان جلوي اين حجم انبوه سيل را گرفت."
بعد كه رهبري در جواب نامه بيايند و در نماز جمعه سخنراني كنند و بگويند كه با توجه به اينكه الان ده ساعت مانده تا خورشيد غروب كند حتما روز است، باز اگر يك ساعت دو ساعت مانده بود به شب ميگفتيم شايد شما دليل قانع كنندهاي داريد ولي با اين شرايط كه ده ساعت مانده تا خورشيد غروب كند بيشك روز است و ديگر به خاطر اين قضيه به خيابانها نريزيد و ... ميرحسين موسوي بيانيه ميدهد و ميگويد: "اي مردم سبز انديش!! حالا كه اينها قبل از اينكه مستندات دقيق ما را در مورد شب بودن بپذيرند و قبل از اينكه شوراي نگهبان نظر خود را بگويد پيشاپيش اعلام كردهاند كه روز است پس راه سبز خود را ادامه دهيد و من هم به هيچ وجه زير بار اين قضيه نميروم كه روز است و تا آخر خط با شما هستم. "
بعد كه برخي اراذل و اوباش ريختند و بانك و مسجد و غيره را به آتش كشيدند ميگويند: "اين تقصير كساني است كه گفتند روز است و اين دروغگويان نخواستند باور كنند كه الان شب است....."
در همين حالت مردم با دهان باز و سكوتي عجيب در حالي كه به خورشيد نگاه ميكنند با خود در اين فكر هستند كه معناي شب و روز در ذهن آقاي موسوي چيست؟
بيست سال از اين ماجرا ميگذرد . انتخابات پانزدهمين دوره رياست جمهوري در ايران برگزار ميشود. ميرحسين موسوي پيغام ميدهد كه براي من صندوق سيار بياوريد كه امروز بعد از بيست سال ميخواهم در انتخابات شركت كنم و سكوت بيست سال گذشته خود را بشكنم تا اين ديكتاتورها بفهمند كه وقتي خورشيد در آسمان است شب است نه روز!!!!
محمد جوادی - رضايي كسي است كه شديدا قدرت طلب است. قبل از انتخابات 84 احساس كرد كه اگر كانديد شود حتما رئيس جمهور ميشود كانديد شد و چند روز قبل از انتخابات با توجه به نظرسنجيها ديد كه اصلا شانسي براي رسيدن به قدرت ندارد. كنار كشيد ولي اعلام نكرد به نفع چه كسي ميرود كنار تا پس از انتخابات با تبليغات فراوان به نفع كانديد پيروز وارد صحنه شود.
كما اينكه ديديم پس از انتخابات سايت بازتاب در دو ماه اول شديدا به نفع احمدي نژاد وارد صحنه شد تا بلكه به عنوان وزير به قدرت برسد. پس از مدتي كه احمدي نژاد وزراي خود را معرفي كرد و نامي از رضايي در بين آنها نبود مخالفت خود را با وي شروع كرد و به بدترين نوع ممكن انتقادات شديد و تبليغات گسترده خود را از طريق سايتهاي بازتاب و سپس تابناك تا پايان دوره اول احمدي نژاد ادامه داد.
در اين دوره هم دقيقا با همين ايده قدرت طلبي پا به عرصه گذاشت. در ابتدا صحبت از دولت ائتلافي و يا دولت وحدت ملي ميكرد. چون ميدانست خودش راي نميآورد سعي فراوان كرد تا اشخاصي مثل قاليباف و لاريجاني را به عرصه بياورد تا شايد آنها راي بياورند و او را به عنوان وزير معرفي كنند. حتي براي كروبي و موسوي و خاتمي هم پيامهايي فرستاد كه اگر دولت ائتلافي او را قبول كنند از آنها حمايت ميكند در حاليكه دولت ائتلافي در ذهن آقاي رضايي يعني من وزير آن دولت باشم!!!
وقتي ديد كه كسي حاضر به همكاري با او نشد خود دوباره پا به عرصه گذاشت. با يك معامله پشت پرده صورت گرفته بين او و موسوي قرار بر اين ميشود كه اگر راي او در حدي باشد كه نتايج پس از انتخابات نشان دهد كه وي راي احمدي نژاد را به حدي شكانده كه باعث راي آوري موسوي شده وي به عنوان يكي از كليدي ترين وزراي موسوي معرفي شود و عملا به قدرت برسد.
پس از انتخابات كه مشخص شد حد راي او بسيار پايين است از روش موسوي كه اذعان بر تقلب وسيع در انتخابات است بهره برد تا بلكه در اين جنگ قدرت مكاني براي خود دست و پا كند.
پس از سخنان رهبري و حمايت قاطعانه ايشان از رئيس جمهور ايشان به خوبي تشخيص داد كه قدرت نه به سمت موسوي و هاشمي بلكه به سمت جريان اصلي نظام سنگيني ميكند به خاطر همين به اين سو چرخيد و با اعلام اينكه من با فداكاري از شكايت خود منصرف ميشوم ميخواهد خود را در دايره قدرت رهبري حفظ نمايد. من به اين جريان ميگويم حزب باد!!! بادي كه به دنبال قدرت است همين!
الان هم که آبها از آسیاب افتاده است هفته ای یک نامه به یک مقام عالی رتبه می نویسد که بگوید ما هستیم ما قدرت داریم ما به حساب می آییم. خود را رسانه ای نگه میدارد تا انتخابات بعدی خدا بزرگ است.
محمد جوادی- اين آدمهايي كه من ميبينم و حاميانشان، اگر يك بار ديگر انتخابات برگزار كنند و ناظر خارجي هم پاي همه صندوقهاي راي باشند و دوباره راي گيري كنند باز زير بار نتيجه دموكراسي نخواهند رفت. اگر بيايند تمام صندوقها را با حضور خبرنگاران و دوربينهاي صدا و سيما بازشماري كنند و به طور زنده پخش كنند ميگويند اين صندوقها قبل از بازشماري دستكاري شده.
من يك پيشنهاد دارم. حالا كه آنها زير بار نتايج دموكراسي نميروند ما بايد به دو انتخابات سال 76 و 80 و نتايج آن اعتراض كنيم. از كجا معلوم كه در سال 76 تخلف گسترده توسط همين دولت هاشمي نشده باشد؟ از كجا معلوم كه هشت سال آقاي خاتمي با راي تقلبي رئيس جمهور نشده باشد؟ اصلا تمام اين شبهاتي كه اينها به اين انتخابات وارد ميكنند نشان ميدهد كه خود آقايان قبلا از اين روشها براي دستكاري آراي مردم بهره بردهاند. بهتر است شوراي نگهبان بيايد و ده درصد صندوقهاي انتخابات سال 76 ، 80 و حتي 84 را نيز بازشماري كند. چه بسا در آن انتخابات و انتخابات بعد از آن اصلا آراي خاتمي در حد بيست ميليون نبوده است. چه بسا در انتخابات 84 راي احمدي نژاد بيست ميليون بوده و راي هاشمي هفت ميليون كه بعدا طور ديگري شمرده شده باشد. اگر اين ثابت شود خيلي از تحليلهاي امروز آنها كه ميگويند چطور ممكن است آراي احمدي نژاد رشد هفت ميليوني داشته است به اين دليل باشد كه قبلا خودشان تقلب كردهاند.
آخه اين چه استدلالي است كه تمام انتخاباتي كه دوم خرداديها پيروز شدهاند سالم برگزار شده و اگر شكست خوردهاند تقلب شده است؟؟؟
مقصر اصلي ما هستيم كه مثل آنها اهل هوچيگري و به هم زدن فضاي بعد از انتخابات نميشويم!
هيچگاه دوم خرداد 76 را فراموش نميكنم كه پس از مشخص شدن نتايج طرفداران آقاي خاتمي به خيابانها ريختند و با كمال آرامش شادي كردند. ولي امروز كه آقاي احمدي نژاد راي آورده، طرفداران او بايد به طور مظلومانهاي سكوت كنند و شاهد اغتشاشات خياباني باشند.
اين روش آقايان اصلاح طلب خيلي بچگانه و عكس العمل آنها در حد رقابتهاي هفتسنگ دوران دبستان ماست كه چند نفر بچه شيطون و نامعقول هميشه به دنبال جرزني بودند.
محمد جوادی- بنده تا كنون در بيش از ده انتخابات در ايران شركت كردهام و پس از شركت در چند انتخابات ياد گرفتم كه پس از پيروزي كانديدا يا گروه مورد نظر من در انتخابات نبايد زياد خوشحال و مغرور شوم و پس از شكست در هر انتخابات هم دنيا به آخر نميرسد.
متاسفانه امروز هشتاد درصد كسانيكه به آقاي موسوي راي دادهاند و اكنون به دنبال راي خود در كوچه و خيابان ميگردند يا براي اولين بار است كه در انتخابات شركت ميكنند و يا اگر در انتخابات دوم خرداد 76 شركت كردهاند براي بار دوم است كه در انتخابات شركت ميكنند و عملا تمرين دموكراسي ندارند. اين خيلي بد است كه ما فكر كنيم كه يا نبايد در انتخابات شركت كنيم و يا وقتي شركت كرديم بايد حتما پيروز انتخابات باشيم در غير اينصورت تقلب شده است. اينها بر خلاف ظاهرشان كه خود را بسيار روشنفكر و آخر دموكراسي ميدانند اصلا اصول بازي دموكراسي را نميدانند و به قول معروف تمرين دموكراسي نكردهاند. افراد بسيار ناشي در امور انتخابات و دموكراسي هستند. اين ضعف بزرگ آنان است. والسلام.
جناب آقاي بيژن زنگنه
وزير محترم اسبق نفت
با سلام
امروز متن نامه جنابعالي به رئيس جمهور محترم كه براي اثبات دروغگويي ايشان نوشته بوديد را براي بار دوم خواندم. رئيس جمهور عزيزمان از فعاليتهاي غير قابل مقايسه دولت خود در بخش نفت و خصوصاً بخش پروژههاي پتروشيمي سخن گفته بودند. با مطالعه نامه حضرتعالي ناگهان يك نكته توجه مرا به خود جلب كرد. اين نكته چيزي نبود به جز درصد پيشرفت پروژههاي پتروشيمي در پايان دومين دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي كه شما در نامه خود با افتخار به آن اشاره كردهايد. براي آشنايي خوانندگان محترم در زير ليست اين پروژهها را از متن نامه جنابعالي استخراج ميكنم:
1- واحد دوم پتروشيمي شهيد تندگويان ٩١ درصد
2- پتروشيمي فناوران(اسيد استيك) ٩٢ درصد
3- پتروشيمي مارون (الفين هفتم) ٩٧درصد
4- پتروشيمي لاله (پلي اتيلن سبك) ٩١درصد
5- پتروشيمي پارس (واحد استحصال اتان و گاز مايع) ٩٨درصد
6- پتروشيمي غدير (آمونياك و اوره چهارم) ٩٧درصد
7- پتروشيمي زاگرس (متانول چهارم) ٩٦درصد
8- پليمر آرياساسول (الفين نهم) ٨١درصد
9- پتروشيمي جم (الفين دهم) ٩١درصد
10- پتروشيمي نوري (برزويه سابق – آروماتيك چهارم) ٩٤درصد
با ديدن اين درصدهاي پيشرفت اولين چيزي كه به ذهن من –كه خود فارغ التحصيل يكي از رشتههاي مهندسي هستم- خطور ميكند اين است كه مگر ميشود كه ده پروژه بزرگ پتروشيمي در يك زمان خاص بالاي نود درصد پيشرفت داشته باشد؟؟؟ اين مرا واداشت به سراغ اينترنت بروم و تحقيقات بيشتري كنم. پيشبيني من اين بود كه اين آمار حتما بايد اشتباه باشد.
پس از كمي جستجو در اينترنت، در سايت http://nipna.ir كه سايت شركت ملي صنايع پتروشيمي ميباشد به اطلاعات جالبي دست پيدا كردم و به اين نتيجه رسيدم كه با كمال تعجب تقريبا تمامي آمار فوق درست است ولي سوال جديدي در ذهن من ايجاد شد كه باعث شگفتي است!! در سايت مزبور جدولي حاوي اطلاعات زير موجود است:
|
نام طرح |
ظرفیت ) هزارتن در سال ( |
سال شروع طرح |
پیش بینی سال خاتمه طرح |
درصد پیشرفت تا پایان خرداد 84 |
مقدار فروش 84 (هزارتن) |
مقدار فروش 85 (هزارتن) |
مقدار فروش 86 (هزارتن) |
|
الفین هفتم( مارون ) |
2640 |
1379 |
1384 |
97 |
__ |
134 |
414 |
|
پلی اتیلن سبک ( لاله ) |
300 |
1381 |
1385 |
91 |
__ |
__ |
__ |
|
الفین دهم ( جم ) |
3750 |
1379 |
1384 1386 |
91 |
__ |
__ |
__ |
|
واحد استحصال اتان ( پارس ) |
1640 |
1379 |
1384 |
98 |
__ |
290 |
610 |
|
PET/PTA شهید تندگویان |
750 |
1379 |
1384 |
91 |
118 |
460 |
473 |
|
اسید استیک فن آوران |
150 |
1380 |
1384 |
92 |
__ |
10 |
31 |
|
جمع |
9230 |
|
|
|
118 |
894 |
1528 |
در ادامه مطالعه سايت مزبور ميبينيم كه تمامي اين طرحها در دولت آقاي احمدي نژاد به بهرهبرداري رسيده در حاليكه لازم به ذكر است بر خلاف اظهارات برخی که مدعيند معمولاً طرحهای با پیشرفت فیزیکی بالای 90% ، تکمیل شده تلقی میشوند اما با توجه به تجربه و اسناد موجود سخت ترین مراحل کار بعد از ورود به 10 درصد پایانی کار بروز مینماید. چراکه در سالهای اخیر تمام مراحل پیش راه اندازی و راه اندازی در کشور و توسط متخصصان داخلی انجام شده و کسب تجربه برای انجام این کار خطیر نیازمند صرف زمان بیشتری است.
حال با كمي دقت بيشتر در جدول فوق يك سوال مهم مطرح ميشود كه چرا تاريخ شروع تمامي طرحهاي پتروشيمي سال 1379 و 1380 و يك طرح 1381 ميباشد. و از سال 1381 تا سال 1384 كه درآمدهاي دولت به خاطر افزايش قيمت نفت روند سعودي داشته هيچگونه طرح پتروشيمي كليد نخورده است؟؟
براي روشن شدن اذهان مردمي كه نامه شما را خواندهاند ليست طرحهايي كه در همين سايت با شروع دولت نهم آغاز شده را در زير ميبينيم:
1- طرح پلی استایرن پارس به ظرفیت 250 هزارتن
2- طرح اوره و آمونیاک هشتم ( لاوان ) به ظرفیت 1035 هزارتن
3- طرح الفین یازدهم ( پتروشیمی کاویان ) به ظرفیت 2180 هزارتن – سال شروع 1385
4- طرح الفین دوازدهم ( پتروشیمی خلیج فارس ) به ظرفیت 3781 هزارتن – سال شروع 1387
5- طرح پلی اتیلن سنگین عسلویه ( پتروشیمی مهر ) به ظرفیت 300 هزارتن – سال شروع 1384
6- طرح توسعه مبین 1 – زمان شروع اجرا در سال 1385
7- فاز دوم ایزوسیاناتها ( پتروشیمی کارون ) – زمان شروع سال 1385
8- واحد NF سوم بندرامام به ظرفیت 2685 هزارتن – سال شروع سال 1385
9- واحد بوتن 1 پتروشیمی جم به ظرفیت 100 هزارتن – سال شروع 1387
10- طرح اتیلن گلایکول عسلویه ( مروارید ) – سال شروع 1384
11- توسعه سرویس های جانبی متمرکز عسلویه – سال شروع 1385
12- سرویسهای جانبی متمرکز فاز دوم عسولیه ( دماوند ) – سال شروع 1385
13- اوره و آمونیاک شیراز به ظرفیت 1150 هزارتن – سال شروع 1385
14- توسعه پتروشیمی تبریز ( پلی استایرن مقاوم دوم ) – سال شروع 1384
15- الفین سیزدهم ( ایلام ) – سال شروع 1386
16- پلی اتیلن سنگین / سبک خطی لرستان – سال شروع 1386
17- پلی اتیلن سبک کردستان – سال شروع 1386
18- پلی اتیلن سنگین / سبک خطی مهاباد – سال شروع 1386
19- پی وی سی میاندوآب – سال شروع 1387
20- پلی اتیلن سبک اندیمشک – سال شروع 1387
21- وینیل استات / اتیلن وینیل استات همدان – سال شروع 1387
22- الفین گچساران – سال شروع 1386
23- پلی اتیلن سنگین / سبک خطی کازرون – سال شروع 1387
24- پلی اتیلن سنگین ممسنی – سال شروع 1387
25- پلی اتیلن سنگین دهدشت – سال شروع 1387
26- پلی اتیلن سنگین چهارمحال بختیاری – سال شروع 1387
27- آمونیاک و اوره دهم ( پتروشیمی زنجان ) – سال شروع 1386
28- آمونیاک و اوره یازدهم ( لردگان ) – سال شروع 1387
29- آمونیاک و اوره دوازدهم ( پتروشیمی گلستان ) – سال شروع 1386
گفتنی است در حال حاضر 6 طرح در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر ، 18 طرح در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس ( عسلویه ) و 20 طرح در سایر مناطق در حال اجرا است که در سالهای آینده بتدریج آماده بهره برداری خواهند بود . ضمناً 30 طرح نیز در دست مطالعه قرار دارد که امید است در زمان برنامه پنجم توسعه احداث و بهره برداری از آنها صورت پذیرد. همچنین تسهیلات مالی اخذ شده در سالهای 84 تاکنون در قالب Commercial Facilities ، Structured Finance و NPC Clean Risk برای اجرای طرحهای پتروشیمی بالغ بر 445/2 میلیارد دلار بوده است .
جناب آقاي زنگنه!
سوال اساسي اينجاست كه چرا شما تمامي طرحهاي پتروشيمي را حدفاصل حدود سال 1379 شروع كردهايد و از سال 1381 تا 1384 هيچگونه طرحي كليد نخوده است؟
به نظر بنده اين اتفاق فقط ميتواند دو دليل داشته باشد:
1- شما و رئيس جمهور محترم وقت به اين نتيجه رسيده ايد كه همين مقدار پروژه پتروشيمي براي كشور كافي است و ديگر لازم نيست هيچ پروژه پتروشيمي آغاز به كار كند.
2- شما با يك محاسبه سرانگشتي به اين نتيجه رسيده بوديد كه با عدم شروع كار پروژههاي جديد دولت بعدي هيچ پروژه پتروشيمي قابل توجهي كه قسمت اعظم فعاليتش را در دوره خودش انجام داده باشد براي افتتاح نخواهد داشت؟؟
به نظر من هر دوي دلايل بالا براي عدم شروع پروژههاي جديد پتروشيمي يك خيانت بزرگ به كشور است و آمار و اطلاعات فوق نشان از صداقت صددرصدي رئيس جمهور عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد و تلاش غير قابل مقايسه دولت نهم براي حركت شتابان و انقلابي و غير قابل باور اين دولت بوده است و متاسفانه نشانه خيانت شما و همكارانتان در دولت گذشته به كشور ميباشد. بي شك درصدي از بيكاري امروز. فقر امروز، اعتياد برخي جوانان امروز كه در فيلم تبليغاتي آقاي موسوي شاهد نمايش يكي از مادران آنان بوديم! ناشي از همين كم كاري شما و همكارانتان ميباشد.
شما در پايان نامه خود به جناب آقاي احمدي نژاد گفتيد كه:
"جنابعالي احتمالاً بر اين نكته واقفيد كه بدنبال رسوايي اخلاقي آقاي بيل كلينتون آنچه در نهايت از جانب مردم آمريكا مورد اشكال و غير قابل گذشت تلقي شد نه رابطة غير اخلاقي رئيس جمهور ، بلكه دروغگويي وي بود"
حال من در پايان نامهام خطاب به شما ميگويم كه
جناب زنگنه
اگر مردم امريكا يك چنين خيانتي از رئيس جمهور يا وزراي او را اثبات شده ميديدند بيشك رسوايي بزرگي دامن او را ميگرفت كه يكي از بزرگترين رسواييهاي تاريخ امريكا را به خود اختصاص ميداد.
محمد جوادي
محمد جوادی- پيشبيني اينكه چه فردي در انتخابات دهم رياست جمهوري پيروز خواهد شد، شايد در اين مدت مانده تا انتخابات، با نظرسنجيهاي صورت گرفته از سوي ارگانها و جريانات مختلف كار سختي بنظر بيايد، ولي با نگاهي گستردهتر و ديد وسيعتر ميتوان از هم اكنون پيروز اين انتخابات را دكتر احمدي نژاد بدانيم، به شرط آنكه انتخابات را يك پروسهاي ندانيم كه قرار است حداكثر تا سه ماه آينده نتيجهاش مشخص شود، بلكه آن را يك پروژه چهار ساله در نظر بگيريم.
ما حاميان احمدي نژاد شايد چهار سال پيش بخاطر عملكرد كوتاه ايشان در شهرداري تهران و يا برنامههاي او براي اداره كردن كشور به ايشان اعتماد كرديم و از وي حمايت نموديم ولي اكنون با توجه به عملكرد چهار سال گذشته دولت نهم، به اين نتيجه رسيديم كه بهترين گزينه براي چهار سال آينده بي شك شخصي نيست مگر آقاي احمدي نژاد.
دولت نهم بيشك با توجه به كار شبانهروزي، توكل به خدا، اعتماد به نفس منحصر به فرد در دو جبهه داخلي و خارجي به موفقيتهاي دور از انتظار دست يافته و مردم ايران در اقصي نقاط كشور امروز به اين امر واقف هستند. اما چيزي كه در اين بين ما را نگران ميكند كه شايد در انتخابات آينده راي ايشان را تحت تاثير قرار دهد، هجوم بيسابقه تهمتها، جوسازيها و انتقادهاي تخريبي و دور از انصاف تمامي جريانات و گروههاي سياسي در مقابل اين دولت ميباشد.
جوسازيهايي كه بين مراحل اول و دوم انتخابات گذشته رياست جمهوري آغاز شد و نه تنها با پايان انتخابات و مشخص شدن نتيجه آن به پايان نرسيد، بلكه به طرز عجيبي ادامه پيدا كرد و انواع فشارها و بيعدالتيها در حق اين دولت به طور منحصر به فرد ادامه پيدا كرد.
عدم راي اعتماد به وزراي نفت پيشنهادي دولت و چند وزارتخانه ديگر، سوالها و استيضاحهاي مكرر و پيدرپي وزيران كه در هيچ دولتي سابقه نداشت، فشار به مجموعه ورزش كشور از طرق مختلف كه اين مورد واقعا مختص دولت نهم بود و صدها نمونه ديگر كه همگي شاهد آن بودهايم، براي اين صورت گرفت تا اين دولت را براي خدمت رساني به مردم متوقف سازند و يا سرعت خدمترساني آن را كاهش دهند. اما به لطف خدا و با توكل به او و همت والاي رئيس جمهور محترم مسير پيشرفت ملت ايران با سرعت به راه خود ادامه داده است.
حال با توجه به موارد بالا نتيجه انتخابات آينده بدون شك از دو حال خارج نخواهد بود:
1- مردم همانند آنچه در مرحله دوم انتخابات گذشته رياست جمهوري انتخاب كردند، هدف اصلي و منبع اين هجمهها و جوسازي را شناخته و با در نظر گرفتن خدمات دولت نهم، براي بار دوم دكتر احمدي نژاد را براي ادامه خدمترساني انتخاب خواهند كرد و ايشان پيروز انتخابات دهم رياست جمهوري خواهد شد.
2- و يا آنكه به فرد ديگري براي انتخابات رياست جمهوري آينده اعتماد كرده و بار مسئوليت سنگين رياست جمهوري را از دوش دكتر احمدي نژاد برخواهند داشت.
در حالت فرض دوم، رئيس جمهور منتخب مردم پس از آنكه به قدرت رسيد، چارهاي نخواهد داشت مگر آنكه با سرعت و تواني بيشتر از آنچه در دولت نهم صورت گرفت به خدمت گذاري واقعي به مردم بپردازد. با توجه به سفرهاي استاني رئيس جمهور به تمامي نقاط كشور و مجموعه خدمت رسانيهاي دولت نهم، چنانچه دولت بعدي بخواهد اين اقدامات را ادامه ندهد و يا از سرعت آن بكاهد بيشك محبوبيت خود را در كوتاهترين مدت ممكن از بين رفته خواهد ديد و مردم طعم شيرين خدمت رساني دولت نهم را كه بدون ريا و با تمام توان صورت گرفت را بياد خواهند آورد و اين پيروزي بزرگي براي شخص احمدي نژاد و دولت نهم خواهد بود.
ويا آنكه گزينه بهتر (و هرچند دور از ذهن) را انتخاب خواهد كرد و سعي خواهد كرد كه با تواني بيش از توان دولت نهم و با تلاشي فراتر از آن به خدمت گذاري به مردم و برنامهريزي براي اجراي گفتمان عدالت بپردازد كه در اين صورت آرزوي همه ما و شخص دكتر احمدي نژاد محقق شده و مردم بهرهمند اصلي اين جريان كه شروع كننده آن بيشك دولت نهم بوده است، خواهند بود.
به هر حال هركس در زمان مسئوليت خود اگر با تمام توان و مخلصانه مشغول به خدمت گذاري به مردم شود، هرگز شكست نخواهد خورد و امروزه ميبينيم كه تمام كانديداي رياست جمهوري بر خلاف گذشته براي جذب آراي مردم روي به گفتمان احمدي نژاد آوردهاند و صحبت از عدالت، سادهزيستي، حل مشكلات اقتصادي و خدت رساني ميكنند و اين خود بزرگترين پيروزي دولت نهم خواهد بود.
نتيجه اين بحث همان گفته مشهوري است كه ميگويد «حق بر باطل پيروز است» و امروز شاهد آن هستيم كه گفتمان حق دولت نهم بيشك در مدت زمان كوتاهي بر گفتمانهاي ديگر پيروز شده است. انشاءالله
محمد جوادی- مير حسين موسوي پس از پايان هشت سال نخست وزيريش در ايران تصميم نداشت كه بيست سال سكوت سياسي اختيار كند اما چه شد كه اينگونه شد به نظر من دليلش روشن است.
مير حسين موسوي عملا و پس از سال 68 و به روي كار آمدن دولت هاشمي رفسنجاني براي ورود به صحنه تنها دو گزينه پيش روي خود ميديد. يكي آنكه بخواهد تغيير موضع دهد و بجاي گفتمان انقلابي، ساده زيست گرايانه و اسلامي امام خميني كه خود ساليان سال از آن دفاع كرده بود گفتماني ليبرالي و غرب گرايانه ارائه دهد و يا آنكه منتظر بماند تا شرايط جامعه را طوري ارزيابي كند كه مردم دوباره خواهان آن ادبيات اوايل انقلاب ببيند و به عنوان كسي كه سابقه اينگونه تفكر را دارد وارد صحنه شود. كسي كه همچون امام خميني نهضت آزادي و جبهه ملي را در صف دشمنان اسلام و انقلاب ميدانست، نميتوانست با گذشت چند سال ناگهان تغيير موضع آنچناني دهد. تا دوره خاتمي آمد و رفت و در پايان دوره خاتمي نيز برخلاف احمدي نژاد نتوانست به اين تحليل برسد كه مردم ديگر از ليبرال و تفكر ليبرالي و روشنفكرمآبانه خسته شده و به دنبال رئيس جمهوري از جنس رجايي هستند. كما اينكه ديگر كانديداهاي آن زمان (حتي از جنس اصولگرا) نيز نتوانسته بودند به اين تحليل برسند و بجاي تاكيد بر اصولگرايي و سادهزيستي به شيوههاي تبليغي خاتمي روي آورند. (حلقه به دست كردن و عكس انداختن، سپردن بخش بزرگي از تبليغات به دست دختران جوان و...) تنها كسي كه به اين تحليل رسيد و با پافشاري بر آن برگ برنده انتخابات نهم رياست جمهوري بود شخص احمدي نژاد بود.
اما امروز پس از چهار سال دوره نهم رياست جمهوري ميرحسين كه ديگر ميبيند سني از او گذشته است و فرصت براي رسيدن به قدرت هر روز كمتر ميشود به ناچار پس از بيست سال به اين نتيجه رسيده كه ديگر مردم طرز تفكر او در بيست سال پيش را فراموش كردهاند و او ميتواند با خيال راحت نداي حمايت از نهضت آزادي و جبهه ملي سردهد و از سوي ديگر ميتواند صحبت از سادهزيستي و اسلام ناب محمدي حضرت امام كند. غافل از اينكه اين يك بام و دو هواي او بدترين روش براي ورود به رقابتهاي انتخاباتي است كه هيچ كدام از دو طرز فكر موجود را از خود راضي نخواهد كرد.
محمد جوادی-
پس از گذشت چهار سال وقتي به عملكرد دولت نهم نگاه ميكنيم بزرگترين نقاط ضعف اين دولت را به وضوح درمييابيم. براي آشنايي خوانندگان محترم اعم موارد و نقطه ضعفهاي دولت نهم را به شرح زير آوردهام:
1- به نظر من متاسفانه شخص رئيس جمهور محترم از اقتصاد هيچ سررشتهاي ندارند. البته با تمام احترامي كه براي ايشان قائلم بايد خدمتشان عرض كنم كه جناب رئيس جمهور! بر خلاف تصور و عمل شما در اين مدت رياست جمهوري اصل اول در اقتصاد بيع است. بيع مهمترين اصل است و اگر شما كمي به اين اصل توجه ميكرديد بيدرنگ هرگز امروز نوك پيكان تمامي انتقادها چه در زمينه اقتصادي و چه در تمام زمينههاي ديگر اعم از سياسي، فرهنگي، اجتماعي، ديني و ... به سمت شما نشانه نرفته بود. بيع به چه معناست؟ ميـتوان به زبان عام از كلمه معامله استفاده كرد. براي اينكه موضوع كامل روشن بشه يك مثال تاريخي براي شما ميزنم! سال 76 را بياد بياوريد. مردم از هشت سال دولت سازندگي و فشاري كه بخاطر عدم توجه به قشر ضعيف در آن دوران بود شديدا خسته شده بودند و تصور بر اين بود كه جناب ناطق نوري ادامه دهنده راه آقاي هاشمي خواهند بود( كه البته تصور خلافي نبوده و نيست) و سيد محمد خاتمي پايان دهنده آن و مردم يكپارچه و براساس اين باور به ايشان اعتماد كردند. ولي اينجا بود كه ايشان آن شم بلند اقتصادي خود را به نمايش گذاشته و به اصل بزرگ بيع در اقتصاد توجه ويژه مبذول داشتند و برخلاف انتظار مردم معامله كردند. يك معامله دو سر سود. يعني مديران هاشمي سود! خاتمي سود! خوب برادر عزيز شما كه اين الگو را داشتي! اما شما چه كردي!؟ پس از آنكه در انتخابات پيروز شديد، با مديران هاشمي كه معامله نكردي هيچ! با مديران خاتمي كه معامله نكردي هيچ! با مديران راست سنتي كه معامله نكردي هيچ! با مديران شوراي شهر خودت هم معامله نكردي! آخر مگه ميشه؟ به هر حال از انجا كه هنوز احتمال راي آوردن شما در دور بعدي رياست جمهوري وجود داردكوتاه بياييد! همين چهار سال كه براي مردم كار كرديد بس است با يك معامله كوچك و ناچيز با برخي آقايان ميتواني چهار سال ديگر را راحت رئيس جمهور باشيد!
2- متاسفانه شخص رئيس دولت نهم از سياست هم هيچ گونه سررشتهاي نداشتهاند. چه سياست داخلي چه سياست خارجي!
2-1- سياست داخلي- جناب رئيس جمهور! مهترين اصل در سياست داخلي در شرايطي كه شما رئيس جمهور شدي اصل مهم تشكيل دولت وحدت ملي بود! اين يعني آنكه شما وقتي مي خواي وزرايت را به مجلس معرفي كني بايد از همه جناحها در دولت حضور داشته باشند. خصوصا مديراني كه تجربههاي بسيار گرانبهايي در دولتهاي گذشته داشته دارند يا مديراني كه در آن زمان مشخص در مجلس حضور داشتند يا مديراني كه به همراه شما كانديداي دوره نهم رياست جمهوري شده بودند. چرا از هيچ كدام از آنها استفاده نكرديد؟! چرا دولت وحدت ملي تشكيل نداديد؟ مگر شما نميدانيد كه هم وحدت خيلي خوبه هم ملت خيلي خوبه! دولت وحدت ملي تشكيل ميداديد خودتان ميديديد كه همه وزاري شما در مجلس راي كه ميآورند هيچ ، استيضاح كه نميشدند هيچ! مورد سوال هم قرار نميگرفتند! يك سفرهاي پهن بود چرا جمعش كردي؟ اين چه دولتي بود؟ هر روز يكي از وزرايش بايد در مجلس حاضر شده و جواب پس بدهند؟
2-2 سياست خارجي- مهمترين اصل در سياست خارجي تبادل امتياز است. اگر كمي از سياست خارجي بهرهمند بوديد، به برخي كشورهاي مهم امتياز ميداديد و درمقابل از آنان امتياز ميگرفتيد! ولي شما در مقابل چه كرديد؟ امتياز گرفتيد ولي ا متيازي نداديد! اگر به برخي كشورهاي غربي و خصوصا سه كشور مهم اروپايي امتياز ميداديد و با كمي گذشت از انرژي هستهاي صرف نظر كرده بوديد، چه امتياز مهمي دريافت ميكرديد! همه دنيا (ببخشيد همه سران سه كشور اروپايي) به رئيس جمهور ما احترام ميگذاشتند و تنها مشكلي كه ما در اين شرايط داشتيم اين بود كه مدام ما را تهديد ميكردند كه پرونده ما را به شوراي امنيت ميبرند. ولي شما در اين مدت چه كرديد؟ متاسفانه امتياز نداديد و امتيازي به اين مهمي را از دست داديد و در مقابل دل مردم را به اين خوش كرديد كه چهار تا كارخانه و تاسيسات و هستهاي و چهار تا پيشرفت علمي جزئي مثل پرتاب موشك و ماهواره! آخه دولت اينقدر بي سياست ميشه؟!
3- رئيس جمهور اينقدر از مسائل امنيتي بيخبر باشند و اطلاعات كافي نداشته باشند، ممكن نيست! جناب رئيس جمهور! شما خيلي راحت ميتوانيد دانشگاهها را در اختيار بگيري و بهره لازم را از دانشجوها ببريد و نميكنيد؟ مگر نه اينكه دانشجو در صدر همه فعالان سياسي يك جامعه است! چرا بهره نميگيريد! چرا ؟ مگر نديديد سيد محمد خاتمي كه تازه خيلي شخصيت آرامي است اينقدر زيبا از دانشجويان به نفع خودش بهرهبرد! شما دانشجوها را آرام كرديد كه چه كنند؟ ماهواره هوا كنند؟ اين همه كشور ماهواره هوا كردند چي شد؟ شما فكر خودتان باشيد! هر هفته يك جنجال در دانشگاه نباشد كه چي بشود؟ من جاي شما بودم هر روز يك جنجال راه ميانداختم. دانشگاهها در اختيار دولت است و ميبينيد كه الان كه نزديك انتخابات شده، حريف شروع به بهرهبرداري از اين پايگاه را كرده است. نديديد دانشگاه اميركبير چه كردند؟! ولي متاسفانه شما در اين مورد هيچگونه اقدامي صورت نميدهيد.
4- رئيس جمهور متاسفانه در انتخاب مشاورانش بسيار ضعيف عمل ميكند. در كشوري كه كساني مثل حجاريان، مثل بهزاد نبوي، مثل رضا خاتمي، مثل مهاجراني با آن استعدادهاي ويژه وجود دارند، چرا يك رئيس جمهور بايد از اساتيد دانشگاه و متخصصان بيادعا كه تمام وقتشون را صرف حل مشكلات عدهاي خاص بنام ملت ميكنند، مشاوره بگيرد؟ پس منافع آمريكا چي ميشه؟ جناب رئيس جمهور! هيچ با خودتان فكر نكرديد كه ايران چرا اينقدر ضعيف شده است؟ قبل از انقلاب كه ما طرفدار آمريكا بوديم و آمريكا كنار ما بود و نفت ما در جيب او، اين كشورهاي عربي جرات ميكردند به ما و آمريكا بگويند بالاي چشمتون ابروست؟ ولي الان چي؟ الان اونا با امريكا كنار هم ايستادند و ما در مقابل آمريكا و اسرائيل هستيم كه چي بشه؟ اين ميشه قدرت؟ اين ميشه عظمت؟ نه اين ميشه خفت به نظر همه اهل فن و همون مشاورايي كه بالا اسمشون رو بردم اين ميشه خفت! آخه يك كشور اين قدر ضعيف باشه كه جلوي امريكا قد علم كنه كه چي بشه؟ اين عظمته؟ بياييد با امريكا و اسرائيل بسازيم، همه منافع ملت را هم بدهيم و در عوض جلوي اين كشورهاي عربي قد علم كنيم! به اين ميگند قدرت! به اين ميگند عظمت! حالا اگر اين وسط يك تيكه از كشور را مفت و مجاني به جاي سه تا جزيره داديم رفت هيچ اشكال نداره، عوضش ما قدرت داريم! شما عظمت داريد! همه از شما ميترسند!
آقاي رئيس جمهور! شما كه نه از اقتصاد سر درميآوري نه از سياست و نه از امنيت ملي و نه از ورزش و نه از مسائل اجتماعي و نه از مسائل فرهنگي و نه از مديريت و نميتوانيد مدير و مشاور انتخاب كنيد و نه ميتوانيد با مجلس كنار بياييد و نه ميتوانيد با برخي مديران خودت مشكل نداشته باشيد چرا رئيس جمهور شديد؟! چرا ميخواهيد دوباره كانديدا شويد؟ ملت (شامل مديران دول گذشته و سران همه سه كشور اروپايي) ديگر شما را نميخواهند، باور كنيد.
منصور رضواني
دو هفته قبل و به دنبال انتشار طرح موهن کاریکاتوریست هتاک روزنامه اعتماد ملی وابسته به حزب آقای کروبی و اهانت وقیحانه طراح مذكور به رئیس جمهور منتخب ملت، حقیر یادداشتی با عنوان [«سند جديد رسوايي مدعيان كذاب دمكراسي»] در پایگاه رجانیوز منتشر و بر اساس مقالات قبلی خود نفاق ورزی و سوابق درخشان! مدعیان کذاب جمهوریت خواهی! و مردم سالاری در احترام به منتخب ملت البته از طريق هتاکیهای متعدد به رئیس جمهور و از آن بدتر اهانتهای مستقیم به خود ملت به دلیل ذنب لایغفر! رویگردانی از این غوغاسالاران را تشریح و به روشنی تبیین نمودیم که: «در قاموس این حضرات مزور و مدعیان دروغگوی مردمسالاری، رأي مردم و اراده ملی بیش از ابزاری برای قدرت طلبی و ارضای عطش سیری ناپذیر و احتمالاً درمان ناپذیر! جاه طلبي ایشان نیست و انتخاب مردم البته محترم و اولي است اما فقط تا زمانی که در راستای منویات حضرات باشد و به عبارت دیگر از منظر این آقایان مدعی انحصاری! خط امام كه همواره با استناد تقطيعي به فرمايشات آن عزيز راحل، تنها يك جملة گزينشي و تقطيعي «ميزان رأي ملت است» را از ميان هزاران فراز از فرمايشات ايشان علم مي كنند!، «رأي ملت» تا زماني «ميزان» است كه به سود ايشان باشد در غير اينصورت ديگر نه تنها رأي ملت معيار نيست بلكه هر نوع اهانت و هتاكي به منتخب جمهور ملت و بلكه به خود ملت جايز شمرده مي شود!»
هنوز بيش از يك هفته از انتشار آن يادداشت نگذشته و هنوز مقاله مذكور از ستون مقالات پايگاه رجانيوز به بايگاني نرفته، شاهد بوديم كه يادداشت نويس هتاك همان روزنامه مدعي اعتماد ملي -گويا براي اينكه در مسابقه! اهانت و توهين به مردم و منتخب مردم از كاريكاتوريست روزنامه عقب نماند!- در يادداشتي اهانت آميز مستقيماً به ملت، همان ملتي كه به ادعاي دروغين اين حضرات هيچ چيز بالاتر از اراده و خواست ايشان نيست! وقيحانه توهين نمود و البته پس از اينكه واكنشها و اعتراضات گسترده و به حق مردم و گروههاي مختلف سبب اعتذار و پوزش خواهي دبيركل حزب متبوع آن جريده و در واقع بيشتر سبب سرافكندگي حضرات گرديد، به خيال خام خود با زرنگي! و در قالب يادداشت عذرخواهي، مجدداً همان اهانتهاي گستاخانه و البته جاهلانه و حقدآميز را تكرار كرد و به [توهين دوباره در پوشش عذرخواهي] پرداخت تا اولاً سيرت عقده اي و لجوج خود را آشكار نموده و ضمناً افكار عمومي را در خصوص صادقانه بودن عذرخواهي دبيركل حزب اعتماد ملي نيز به ترديد بيندازد.
نکته دیگری که باید به يادداشت «سند جديد رسوايي مدعيان كذاب دمكراسي» اضافه کرد شباهت قبال تأمل این مدعیان جمهوريت طلب! به روشهای سازمان جهنمی «مجاهدین خلق» منافقین مي باشد.
چگونه؟!
بدون اینکه قصد تشبیه حزب اعتماد ملي به آن سازمان جنایتکار و رهبران دیکتاتورپیشه آن داشته باشیم اما متأسفانه نمیتوانیم در برابر شباهت و همسانی روشهای عوامل اهانتهاي اخير كه در آن حزب و ارگان مطبوعاتی آن نفوذ كرده اند، با روشهای مزورانه آن سازمان ننگین بی تفاوت بمانیم! سردمداران آن سازمان ضد خلقی نیز همواره در میتینگها و اعلامیه ها و سخنرانیها و نشریات خود دم از خلق می زدند و خود را «مجاهد خلق» می نامیدند و حتی در این نفاق ورزی خود کار را بدانجا رسانده بودند که در حرکتی نمادین و البته شرک آلود نام «خلق قهرمان ایران» را در کنار نام خدا قرار داده و اعمال و افعال جنايتكارانه خود را با عبارت «به نام خدا و خلق قهرمان ایران!» یا عبارت مزورانه و شرک آلود دیگر «به نام خدا و به نام ابوذر!» آغاز می کردند اما همینکه همان «خلق قهرمان» بدلیل روشهای دیکتاتورمنشانه و زياده خواهي هاي آن باند تشنه قدرت از آنها روی برگرداندند، همین مدعیان دفاع از خلق به کشتار خلق پرداختند و خلق خواهی دروغین خود را با ترور مردم عادی و بمب گذاری در محل تردد عابران بی گناه و آتش زدن وسايط نقليه عمومي مملو از مردم و سوزاندن زنان و کودکان آنهم تنها به جرم نه گفتن به اعمال و افكار التقاطي و ضدخلقي ايشان، اثبات کردند!
حال حکایت اهانتهای سخیف و تکرار وقیحانه آن از جانب قلم به دستان روزنامه مدعی اعتماد ملی علیه مردم (همان مردمی که به ادعای حضرات «رأیشان میزان است») نیز از لحاظ شکلی (و نه لزوماً ماهوی) درست از همین سنخ نفاق ورزی و خلق خواهی مدعیان دیروز مجاهدت در راه خلق! می باشد. تنها با این تفاوت که آنها با بمب و مسلسل به جنگ خلق و مقابله با ارادة ملي آمده بودند و اينان با قلم و البته كه قلم برنده تر از سلاح است و به تعبير رساي امام راحلمان –كه آقاي كروبي خود را پيرو راستين ايشان مي داند- «چماق قلم صد درجه از چماق و مسلسل بدتر و فسادش بيشتر است» در اينجا توجه همگان را به فرازي خواندني از حضرت امام خميني (ره) جلب مي نماييم:
«يك كلمه هم با كساني كه قلم دستشان است و بيان در اختيارشان و آن اين كه ...همه ما بايد كوشش كنيم در اينكه وحدت ايجاد كنيم؛ در اينكه هماهنگي بين جناحها و گروهها ايجاد كنيم. من بايد عرض كنم كه بعض از زبانها از چماق بدتر است! ...چماق زبان و چماق قلم بالاترين چماقهاست كه فسادش صدها برابر چماقهاي ديگر است. آنهايي كه مي خواهند صحبت بكنند و خصوصاً در اين چند روز زياد هم هستند، بايد ...قبل از اينكه صحبت كنند، بنشينند و با خودشان فكر بكنند، ببينند كه اين زبان چماق است و مي خواهد به سر يك دسته ديگر كوبيده بشود، يا اينكه اين زبان زبان رحمت است وبراي وحدت؟ چنانچه مالك نفس خودشان هستند -اين امر مهم كه مالكيت شخص بر نفس خودش است، ...اين يك ادعاي بزرگي است كه شايسته پيغمبران است. ماها مالك خودمان نيستيم. مالك برادرهايمان هم نيستيم. مالك فرزندانمان هم نيستيم. مالك دوستانمان هم نيستيم ...انسان وقتي مي خواهد صحبت بكند [بايد] زبان مملوك او باشد و او سلطنت بر زبان خودش داشته باشد؛ نه اينكه شيطان بر نفس او و بر زبان او تسلط پيدا كند، و حرفها و چماقها و اسلحه هايي باشد كه از اسلحه صدام برنده تر است!
...توجه كنيد كه قلمهاي شما شريك خنجرهايي كه از پشت به ما مي زنند نباشد. توجه كنيد كه زبانهاي شما، قلمهاي شما چماق نباشد، و با همان قلم بنويسيد كه چماق بد است! توجه كنيد كه قلمهاي شما و زبانهاي شما مسلسل نباشد و به سينه اين جوانهاي ما وارد بشود و آن وقت بگوييد كه به ما حمله شده است! ...بايد انسان پيش اشخاصي كه مي توانند معالجه كنند خودش را معالجه كند. پيش اطباي روح برود و خودش را معالجه كند. قبل از اينكه دست به قلم بزند و قبل از اينكه زبان باز كند، توجه به حال خودش بكند و توجه به مسائل سياسي، اجتماعي، اموري كه الآن ما مبتلا به آن هستيم، ببيند كه آيا اين صحبت در سطح كشور يك تشنجي ايجاد مي كند؟ چماق ايجاد مي كند يا آرامش ايجاد مي كند؟ ببيند كه اين روزنامه و اين قلم، آرامش در اين كشور كه الآن لازم است ايجاد ميكند يا تشنج ايجاد مي كند؟ چنانچه تشنج ايجاد كرد، اين روزنامه چماق است و آن گفتار چماق است و اگر آرامش در مردم ايجاد كرد، اين رحمت است و اين مشكور است پيش خداي تبارك و تعالي.
...مي توانيم ما كمتر بكنيم اين شيطنتها را، ...اين طور نيست كه ما مجبور باشيم و معاقب نباشيم از باب اينكه مجبور هستيم. نه، ما مختاريم. با اختيار خودمان فساد ايجاد مي كنيم. با اختيار خودمان قلمهايمان را به كار مي اندازيم براي اينكه ديگران را بي آبرو كنيم. قلمهاي خودمان را و زبانهاي خودمان را به كار مي اندازيم براي اينكه حريفها را از ميدان بيرون كنيم. اينها همه مكايدي [حيله هايي] است كه در خود انسان هست. انسان خيال مي كند كار خوب مي كند؛ و حال آنكه كار بد دارد مي كند. خيال مي كند براي خداست و حال آنكه براي شيطان است.
ان شاءالله خداوند تبارك و تعالي به همه ملتهاي اسلامي توفيق بدهد و آنها را تأييد كند براي اينكه از شر اجانب و از شر شياطين و خصوصاً شيطان خودشان، نجات پيداكنند. و خداوند تعالي كشور ما را از شر شياطين و اجانب و از شر قلمها و قدمها و زبانها نگه دارد.» (بيانات حضرت امام در جمع رؤساي كلانتريها، 4/12/1359)
در انتها توجه به چند نكته ديگر در حاشية اين اهانتهاي مكرر ضروري است:
1- تکرار اهانتهاي گستاخانه چه از طريق كاريكاتور اهانت آميز و چه يادداشتهاي موهن و پافشاری وقیحانه بر این اهانتها نشان می دهد که بروز این قبیل شیطنتها در روزنامه آقای کروبی نه يك «خطا» كه يك «خط» مي باشد و اين بسيار ماية نگراني و تأمل است.
2- با عنايت به مطلب فوق، عذرخواهی آقاي کروبی از بابت اهانت عناصر وابسته به حزب و روزنامة او به ملت اگرچه در نوع خود قابل تقدیر است اما با توجه به تکرار اين اهانتها آنهم طي زماني بسيار كوتاه، هرگز کافی نیست. آقای کروبی باید از سرنوشت موضعگیریهای دوپهلو و غیرشفاف رئیس جمهور سابق و به عبارتی ملاحظه کاری ایشان در برخورد با افراطیون اطراف خود درس بگیرد و فراموش نکند که آقای خاتمی طي 8 سال رياست جمهوري خود و به ويژه در سالهاي پاياني آن اگر چه در مواردی بصورت کلی و غیرشفاف و شاید براي خالي نبودن عريضه! تعريضاتي خطاب به راديكالها و افراطيون تجديدنظرطلبي كه در لواي حمايت از ايشان و با داعيه دفاع از پيام دوم خرداد!؟ در پي تأمين اغراض باندي و ضد ملي خود بودند، اظهار مي داشت وليكن عدم برخورد جدي و يكسره نكردن تكليف اين عناصر تجديدنظرطلب و تندرو و به عبارتي تلاش نافرجام براي حفظ اين عناصر افراطي، آقاي خاتمي را به اين حال و روز رقت بار كنوني انداخته كه حتي هزينه كردن سرمايه خيالي! 20 ميليون رأي ايشان در جريان انتخابات مجلس هشتم جز شكستي سنگين هم براي حيثيت خود ايشان و هم براي عناصر راديكال اطراف ايشان ثمري به بار نياورده است، بنحوي كه ناچار از حذف نام و عنوان ايشان از تبليغات خود گرديده و بعبارتي به روشن ترين وجهي به بي فايدگي و تهي بودن كيسه اعتبار ايشان و برگشت خوردن چك سفيد! 20 ميليون رأي دوم خرداد اذعان نموده اند.
آقاي كروبي نيز بايد همواره در خاطر داشته باشند كه تداوم اين رويه از جانب ايشان و روشن نكردن تكليف نفوذيهاي تجديدنظرطلب و كوتوله هاي تازه به دوران رسيده اي كه احياناً براي كسب نام و نان محملي بهتر از روزنامة وابسته به ايشان پيدا نكرده اند، همان سرنوشت محتوم را براي ايشان رقم خواهد زد. به خصوص با توجه به اينكه ايشان همان سرماية خيالي 20 ميليون رأي دوم خرداد را نيز فاقد مي باشند! لازم است ايشان يكبار و براي هميشه تكليف خود را با دشمنان دوست نمايي كه گرد ايشان و حزب ايشان جمع شده اند، مشخص نمايد و اجازه ندهد تا باقيمانده اعتبار انقلابي و مبارزاتي ارزندة ايشان بيش از اين ملعبة مشتي تازه به دوران رسيدة جاه طلب و عناصر نفوذي هتاك كه سوابق مشكوك آنها ماية نگراني دلسوزان است، گردد!
اگر قرار باشد آقاي كروبي در قول از هتاكي يادداشت نويس روزنامه وابسته به خود ابراز برائت نمايد و از ملت پوزش بطلبد اما در عمل همان عناصر هتاك بدون كوچكترين برخورد و اصلاحي به همان شيوة موهن خود در روزنامة ايشان ادامه دهند، در اين صورت افكار عمومي حق دارند كه در خصوص آن پوزش خواهي نيز دچار ترديد شوند و آن را نه يك اقدام صادقانه و شجاعانه بلكه يك موضع عمل گرايانه و فرصت طلبانه تلقي نمايند.